شرح درد فراق
شرح درد فراق

سفیرعشق

اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یَا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یَا عَلِیُّ یَا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یَا مَوْلانا یَا صَاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یَا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ آلِهِ الطّاهِرینَ ...

سفیرعشق

چه بی وفا می گذرد لحظه های عمر ، و او همچنان در انتظار ... کجاست غیرتی که به حرکت آورد همتمان را ...

سفیرعشق

می روم تا هم ناله مولا ع شوم در فراق و غیبت غریبانه فرزند نازنینشان مهدی عج ... می روم تا پای درد دل فرزندان علی ع بنشینم و داغ قرنهای بی پدر را زار زار بگریم ... می روم تا بدنبال چاره ای باشم برای زخم کهنه دین ... می روم تا خود را فراموش کنم و یکسر برای او باشم تا دم مرگ ... می روم تا وضوی وفا بگیرم برای اقامه نماز انتظار ... می روم تا در بزم اهورایی معشوق ، رسم عاشقی بیاموزم و در دارالسَّلام دلدادگی ، صلای آزادگی سر دهم ... می روم تا مقیم حریم یار گردم و محرم حرم خانه دلدار ... آتشی در سینه دارم که جز به فردوس وصال معشوق آرام نگیرد ... أینَ المَعشوُق ، أینَ المَهدی ...

سفیرعشق

ای امیر عشق ، عشق را می بینی که چون برگ های خزان زده بر زمین بی غیرتی روزگار کفمال ثم نفوس خبیث شد ... ؟ عشق را نظاره می کنی که چگونه دار خفقان را نثار فریاد حلقومش نمودند ... ؟ اینجا کسی عشق را نمی خواهد و عاشق را تاب نمی آورد . درد بی دردی دارند این لحظه های خاموش مرگبار . عشق تلاطم می آفریند و جاری می کند و اینان مردگانی هستند که جامه مفاخرت عشق بر تن فرسوده و کثیفشان ناسازگاری می کند . عشق جامه زندگان است و برازنده قامت عاشقان سرمست ... معشوق قلبم ، تو را زین پس تقدیم قلوب رذل خاموش نخواهم کرد و نام مقدست را زمزمه مردم دون همت پست نخواهم پسندید . راز تو باید همچنان در سینه تاریخ مدفون بماند تا زمانه عاشقان فرا رسد ... چه اشارتی است سکوت زمان در منزل فریاد تو و چه حکیمانه است انصراف قلوب این خناثان از توجه به ساحت ملکوتی ات . باید که متوقف شوند اغیار بر ذکر نام مقدست و رواست که درد فراموشی بگیرند عقربه هایی که بر پاشنه معصیت می گردند ... قرار خدا با تو این نبوده ... تو از آن مردان بزرگی ، از آن قرن عاشقان ، تو را با این زمانه شوم و تاریک نسبتی نیست ، ای تنها مرد و ای مفسر واژه عشق ... روزگار کفتارها باید بگذرد و قافیه های غفلت آتش بگیرد و ترانه اشتیاق و انتظار ، ترنم تپش های غزل ها شود ، غزل هایی که جز به تو ختم نشوند ... ای امیر عشق ، روزگار تو هنوز فرا نرسیده . در یاب زندانیان در بند این ایام تاریک را ، مرا دریاب که طاقتم سر آمد از این تنهایی و سکوت ... همسخنی نیست ، همدردی که همنشین ناله های دلم شود نمی بینم . در حال سوختنم ، مولا ... در حال سوختنم ...

صراط حق

السَّلامُ عَلَیک یَا ابا صالحَ المَهدی ... باز هم جمعه فرا رسید ... روزی که من حقیقتا آن‌را درک نمی کنم . یا صاحب الزّمان آیا نام من و امثال من‌را میتوان شیعه مهدی گذاشت در حالیکه امامشان در غربت به سر میبرد و آنان در حال گذراندن عمر هستند ، آن هم بی غم نبودن تو ... شرمنده ام از نفهمی و حماقت خویش ... نگاهی به قلبم کن ، شاید دگرگون شود این سنگ ...

ترنم وصل

درود و سلام خدا و همه بندگان و ذرات عالم بر امام غریبم عج ای فرزند زهرا س ،دعا میکنم که به حق عمه تان زینب س فرج و ظهورت محقق گردد.چرا که حرمت ها یکی پس از دیگری شکسته شده و بساط گناه و بی غیرتی و بی وفایی به راه است.دوستانتان در گوشه های خلوت خود میسوزند.و سکوتشان ،آبشان کرده.اینجا دیگر حتی غصب کردن خلافت مولایم علی ع را باور ندارند.و صورت مسئله کاملا پاک شده.اینجا ظلم به اهل بیت ع فراموش شده.اینجا در روز قبل از تاسوعای جد بزرگوارت،لباس رنگی بر تن میکنند و در خیابان ظاهر میشوند.اینجا همه چیز خیلی ساده حل میشود و آب از آب تکان نمیخورد.عزیزی به من آموخت که گذشتن از خط قرمزها بدجوزی عقوبت دارد.و حال میفهمم که گذشتن از خط قرمز غدیر چه تاوان سنگیتی را برای همه رقم زده است. اللهم عجل لولیک الفرج را اول در باطنم زنده کن ای خورشیدی که نگاهت را آروز دارم.

الحق که بشر غرامت سنگینی برای این‌سالهای تاریکی و سرد داده.غرامتش نبودن توست.الحق که خوب تنبیه شدیم و تاوان دردناکی را دادیم و هنوز هم دلخوشیم به تفکرات بی سر و ته خودمان.انگار هنوز نفهمیدیم که این گوری که بر آن فاتحه میخوانیم مرده ای در آن نیست.مولا جان وقتی میخواهم برای فرجت دعا کنم به قدری از خود خجالت زده میشوم که با روی سیاهم سرم را پایین می اندازم و با صدایی آرام ظهورت را از خدا طلب میکنم.میترسم که آسمانیان بگویند تو را چه به دعا برای پاکترین بنده خدا.تمنا دارم که دلم را مهمان نیم نگاهی کنی سید و سرورم.

مولای غریبم،این روز ها بیش از پیش دست به دامانت هستم.روزها و سرمایه عمرم به سرعت برق و باد میگذرند.تو را به لحظه های غربتت،نگاهی به وجودم بینداز،نگران عاقبتم هستم که بی معرفت و بی توشه این منزل را بگذرانم.میدانم هستی.نگاهم کن.اگر کارنامه لحظه هایم رنگ و بویت را نداشته باشد،اگر نمره قبولی در آن نباشد،عاقبت خوبی نخواهم داشت.

درود و سلام بر محمد و آل محمد ص ... یا صاحب الزّمان تا توانستیم بر قلب مهربانت زخم زدیم و تو رو آژردیم. چه بد فرزندانی بودیم برای تو که همیشه در تمام عمرمان همچون پدری دلسوز رهنما و صاحب مان بودی ... چقدر نامرد و بی وفاییم که هزار سال از نبودنت در بین ما میگذرد و ما با وجود دعاهای ندبه و اشک و گریه به خاطر نفاق و ریا هنوز تو را نداریم ... به تو التماس میکنم مرا ببخش .. این فرزند بی وفا و نادان را ببخش ...

ترنم وصل

امام عصر عج درود میفرستم بر وجود نازنین شما و سلام میکنم بر خاندان پاک و مطهر پیامبر ص . عرضی حقیرانه داشتم خدمت شما.میدانم که نادان تر و ناسپاس تر از من کسی در عالم نیست که قدر ِ بذر ِ محبت را ندانستم و درست حقّش را ادا نکردم قصور و کوتاهیم به قدری است که اگر نگاهی به من بیندازید برایم در نهایت ناباوری ست .خوان نعمت شما وسیع است . من شما را دوست دارم اما غفلت کردم و نگاه شما را از خودم برگرداندم.الان بیچاره و درمانده شدم ، حسرت و افسوس میخورم که ای کاش بتوانم‌نظر و رضایتان را دوباره جلب کنم ، هدف سربازی را برای خود ترسیم کرده بودم اما جایم اکنون آتش است.چه سربازی!احسنت به من .باید لعنتم کرد .بهترین نعمت و عالیترین نعمت را از کف دادم.امامم عج ملتمسانه از شما میخواهم که راهم به خدمت به شما بسته نشود.و با اشک و ناله از محضرتان تمنا میکنم که راهی برایرمنِ حقیر باز کنید .خاک‌بر سرم که مولایم و ولی نعمتم ناراضی اند .مولا جان اگر از درگاهتان مرا رد کنید و جوابم کنید کجا را دارم که برم.امنیت جز درِخانه شما جایی نیست.تقاضا میکنم نظری بیفکنید یابن الحسن عج.

ترنم وصل

امام عصر عج درود میفرستم بر وجود نازنین شما و سلام میکنم بر خاندان پاک و مطهر پیامبر ص . عرضی حقیرانه داشتم خدمت شما.میدانم که نادان تر و ناسپاس تر از من کسی در عالم نیست که قدر ِ بذر ِ محبت را ندانستم و درست حقّش را ادا نکردم قصور و کوتاهیم به قدری است که اگر نگاهی به من بیندازید برایم در نهایت ناباوری ست .خوان نعمت شما وسیع است . من شما را دوست دارم اما غفلت کردم و نگاه شما را از خودم برگرداندم.الان بیچاره و درمانده شدم ، حسرت و افسوس میخورم که ای کاش بتوانم‌نظر و رضایتان را دوباره جلب کنم ، هدف سربازی را برای خود ترسیم کرده بودم اما جایم اکنون آتش است.چه سربازی!احسنت به من .باید لعنتم کرد .بهترین نعمت و عالیترین نعمت را از کف دادم.امامم عج ملتمسانه از شما میخواهم که راهم به خدمت به شما بسته نشود.و با اشک و ناله از محضرتان تمنا میکنم که راهی برای منِ حقیر باز کنید .خاک‌بر سرم که مولایم و ولی نعمتم ناراضی اند .مولا جان اگر از درگاهتان مرا رد کنید و جوابم کنید کجا را دارم که بروم.امنیت جز درِخانه شما جایی نیست.تقاضا میکنم نظری بیفکنید یابن الحسن عج.

صراط حق ...

یا صاحب الزّمان... شما تنها امید بشر برای سعادت هستی ... ما چقدر بخیل و سیاه روی و سیاه قلبیم که صاحبمون اینطور غریبه ... زندگی ما ، عمر ما ، محل خواب و خورِ ما بدون شما غصبه... این زمینی که شما صاحبش هستی و ما به راحتی روی اون گناه میکنیم چطور ما رو در خودش فرو نمیبره ؟!! اینم فقط از بزرگی خود شماست که تا الان سر پاییم و نابود نشدیم ... اینکه سالمیم و نفس میکشیم به خاطر رحمت بی اندازه شماست.. وگرنه با این همه گناه اگر نیست میشدیم حق بود ... کاش بودی... و این زمین رو که خودت صاحبش هستی پر از زندگی میکردی...

تنها

آقا جان عمری رو با غصب لحظات عمرم گذراندم اشتباه بود . تنها گذاشتن شما بزرگترین اشتباه عمرم بود و اگر فرصت جبران پیدا کنم خدا بزرگترین لطف رو به یک گناهکار کرده نمیدونم روزی که رسول خدا از غدیر از من بپرسم چه جوابی باید بدم نمی دونم روزی که امیر المومنین من رو بخاطر کوتاهی در برابر حق شما و استادم از حوض کوثر دور کنن به کجا پناه ببرم

نسیم ظهور

آقا ی بزرگوار چشمان کورم از دیدنتون محجور مانده با این حال سفیر مهربان و دلسوزی برای راهنمایی من فرستادی چقدر حقیرم که قدر و منزلت فرستا ه شما رو نفهمیدم چقدر جاهلم که کلامشون رو بر روی چشم نگذاشتم اقرار میکنم به تمام کوتاهی هایی که کردم همه دلخونی هایی که به شما و استا دم دادم خجالت میکشم که از شما طلب عفو کنم در این حال که تمام خطا ها و قصور هایم جلوی چشمم هست جواب محبت ناب رو بد جور دادم از خدا می خوام قبل از اینکه از دنیا برم کاری برای شما انجام بدم نه اینکه توشه ای داشته باشم نه .فقط برای جبران خطاهام

ترنم وصل

یا صاحب الزمان ، درود خدا بر تو و خاندان پاکت .مولتی ما امروز اومدم در خونه ات به گدایی امروز اومدم در خونه ات به انابه و استغاثه .مولای غریبم من خطا کردم و سفیری که عشق تو رو به من هدیه کرد رو یاری نکردم . معترفم به گناهم . سرورم به حقّ عمه تون بانوی کربلا زینب س سایه ولایت رو از سرم کم نکنید . من میخوام زیر بیرق شما نفس بکشم و بمیرم . شما رو به خدا دست رد به سینه ام نزنید ای نازنین عالم .

ترنم وصل

یا صاحب الزمان ، درود خدا بر تو و خاندان پاکت .مولای من امروز اومدم در خونه ات به گدایی امروز اومدم در خونه ات به انابه و استغاثه .مولای غریبم من خطا کردم و سفیری که عشق تو رو به من هدیه کرد رو یاری نکردم . معترفم به گناهم . سرورم به حقّ عمه تون بانوی کربلا زینب س سایه ولایت رو از سرم کم نکنید . من میخوام زیر بیرق شما نفس بکشم و بمیرم . شما رو به خدا دست رد به سینه ام نزنید ای نازنین عالم .

ترنم وصل

مولاجان.میدانم که از من رنجیدی.میدانم که زشتی و نادرستی همه وجودم را فرا گرفته.با همه بدی هایی که دارم ،هیچ جایی را اپن تر از سرای امامم نمیدانم.هیچ جایی را مهمان نواز تر از حریم خدا نمیدانم.هیچ جایی را امن تر از آعوش خدا نمیدانم.مولا جان یک بار دیگر نگاهم کن که خیلی درمانده و مستاصل شدم.نگران و مضطرب شدم که نکند دیگر نامم را نبری و از من رویگردان شوی ! نکند ناامیدانه به من بنگری.مولای من تنها نقطه امیدی که دارم تویی.و میدانم که هر چه باشم دست رد به سینه ام نمیزنی.
Template Design:Dima Group